تبلیغات
به آینده امیدوار باشید - چارلز دیکنز
یکشنبه 4 شهریور 1397  08:49 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 4 شهریور 1397 09:15 ق.ظ
نوع مطلب: معرفی کتاب ،بین الملل ،

بیو گرافی چارلز دیکنز

چارلز دیکنز برجسته ترین رمان نویس و نویسنده انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند در آن دوران بوده است. به عقیدهٔ جیمز جویس، نویسندهٔ بزرگ معاصر، از شکسپیر به این سو، چارلز دیکنز تأثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده است. از او برای داستان سرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیت های به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمده است. چارلز در طول زندگیش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کرده است. از مهمترین آثارش میتوان به دیوید کاپرفیلد، آرزوهای بزرگ، الیور تویست و داستان دو شهر اشاره کرد.

در خلاصه زندگی نامه چارلز دیکنز اینگونه آمده است که : چارلز دیکنز در 7 فوریه ۱۸۱۲، در پورتس موث کشور انگلستان متولد شد . او دومین فرزند از 8 فرزند خانواده بود. نام مادرش “الیزابت دیکنز” و نام پدرش “جان دیکنز” بود . سالهای اولیه زندگی چارلز به صورت داستان بوده است.

چارلز دیکنز خود را پسری کوچک و نه چندان تحت مراقبت می پنداشت و بیشتر زمان خود را در بیرون از خانه می گذراند. چارلز به شکلی سیری ناپذیر و با علاقه ای خاص، رمانهای “توبیاس اسمولت” و “هنری فیلدینگ” را میخواند. خانواده چارلز دیکنز تا حدودی ثروتمند بودند و او برای مدتی در مدرسه خصوصی “ویلیام گیلز ” آموزش دید. اما این دوران رفاه ناگهان به سر آمد، زیرا پدرش پول زیادی را صرف امور تفریحی و حفظ موقعیت اجتماعی خود نمود و سرانجام به علت بدهی، در زندان بدهکاران لندن،” مارشالسی “، زندانی شد.

چارلز دیکنز

چارلز دیکنز در سن ۱۲ سالگی فکر می­کرد که به اندازه کافی بزرگ شده است. از این رو در کارخانه قایق سازی شروع به کار کرد. او روزانه ده ساعت کار میکرد و با شش شلینگی که در هفته دریافت می کرد، مجبور بود کرایه خانه را بپردازد و به خانواده اش که به همراه پدر در زندان مارشالسی بودند، کمک کند.
بعد از مدتی، موقعیت مالی خانواده به واسطه پولی که از خانواده پدرش به ارث رسید، بهبود پیدا کرد. با وجود این، مادر چارلز دیکنز به دلیل بدهی خود به کارخانه، او را از کار در آن محیط باز نداشت و البته، دیکنز هم هرگز مادرش را نبخشید، دلخوری و رنجش چارلز از موقعیتی که در آن زندگی میکرد، درون مایه اصلی آثار او را شکل داد. در این ارتباط چارلز دیکنز در رمان خود با نام ” دیوید کاپرفیلد ” که به روشنی به شرح زندگی نویسنده می پردازد – نوشته است :

” برای من هیچ گونه پند، تشویق، دلداری، یاری و حمایتی از سوی هیچ کس وجود نداشت، به گونه ای که امیدوار بودم زودتر به بهشت بروم “

در ماه می سال ۱۸۲۷، چارلز دیکنز در اداره الیس و بلکمور به عنوان کارمند حقوق آغاز به کار کرد . او از زمانی که دانشجوی سال آخر بود، استعداد وکیل شدن را در خود میدید، حرفه ای که بعدها در بسیاری از آثارش، تنفر خود را از آن نشان داد. او در سن ۱۷ سالگی به عنوان تند نویس در دادگاه مشغول به کار شد.

نظر چارلز دیکنز درباره امام حسین(علیه السلام)

به ادامه مطلب بروید

چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی)

اگر منظور حسین، جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد

چارلز دیکنز و امام حسین

چارلز دیکنز برای مدت کوتاهی در خارج از انگلستان ( ۱۸۴۴ در ایتالیا و ۱۸۴۶ در سوئد) سکونت داشت و پس از آن، فعالیتهای خود را را با نوشتن رمانهای “دیوید کاپرفیلد” (۱۸۴۹-۵۰ )، “خانه متروکه” (۱۸۵۲-۵۳) ، “دوران سختی” (۱۸۵۴)، “دوریت کوچک” (۱۸۵۷)، “افسانه دو شهر” (۱۸۵۹) و “انتظار بزرگ” (۱۸۶۱) ادامه داد. او همچنین ناشر، ویراستار و یکی از نویسندگان اصلی روزنامه های “رواواژه” (۱۸۵۰- ۵۹) و “تمام سال” (۱۸۵۸ –۷۰ ) بود.

چارلز دیکنز در سال ۱۸۵۸ از همسرش جدا شد. در آن زمان، طلاق بویژه برای شخص مشهوری چون او، امری غیر قابل تصور بود. به همین سبب، او همسرش را به مدت بیست سال در خانه خود نگاه داشت، تا اینکه همسرش فوت کرد و در طول این مدت، در اماکن عمومی وانمود می کردند که با یکدیگر مشکلی ندارند.

تفسیرهای اجتماعی

رمانهای چارلز دیکنز با وجود دارا بودن تمامی ویژگیهای یک رمان موفق، به تفسیر و نقد جامعه نیز پرداخته است. چارلز دیکنز یک منتقد خشمگین نسبت به مسایلی همچون فقر و طبقه بندی های جامعه مربوط به زمان سلطنت “ملکه ویکتوریا” بود. او در تمامی آثارش، تمرکز خود را بر انسانهایی با ویژگیها و شیوه زندگی مشترک قرار میدهد. دومین رمان چارلز دیکنز به نام “الیور تویست” ( ۱۸۳۹) با توصیف هایش از فقر و جنایتهای شهری، خوانندگان را شوکه کرد و به ارائه تصویری شفاف و حقیقی از فضای کثیف لندن پرداخت. پس از آن با نشان دادن شرایط غم انگیز فاحشه ای به نام “نانسی”، تصویری از مرام انسانی چنین زنانی را در ذهن عموم خوانندگان بر جای گذاشت، زنانی که تا پیش از آن، مایه بدبختی و تأسف تلقی می شدند، که نتیجه سیستم اقتصادی و طبقه بندی ویکتوریایی بود.

فن نویسندگی چارلز دیکنز

چارلز دیکنز در بیشتر داستانهایش با استفاده از شخصیت های آرمان گرا و عاطفی که در تضاد با واقعیت های زشت جامعه است، به توصیف رویدادها پرداخت. برای مثال، صحنه مرگ نل کوچک در رمان “فروشگاه عجایب قدیمی” به طور باور نکردنی، خوانندگان معاصر را تحت تأثیر قرار میدهد. “چسترتون” نویسنده انگلیسی در این مورد میگوید :
” این مرگ نل کوچک نیست، بلکه زندگی اوست، چیزی که من به آن اعتراض دارم.”

چارلز دیکنز در رمان “الیور تویست”، تصویر پسری جوان و آرمانگرا را به نمایش میگذارد که از سرشت بسیار خوبی برخوردار می باشد، به گونه ای که ارزشهای اخلاقی اش هرگز تحت تأثیر قرار نمیگیرد.

چارلز دیکنز در بیشتر رمانهایش تمرکز خود را بر شخصیتی آرمانگرا قرار میدهد، مانند “سامرسون” در خانه متروکه و “دوریت” در دوریت کوچک. این آرمانگرایی، تنها به روشنگری و برجسته کردن هدف اصلی دیکنز که نشان دادن وضعیت تأسف بار جامعه میباشد، کمک میکند. وی در رمانهای خود، به واقعیت های اجتماعی نیز پرداخته است.
دیکنز از اتفاقات غیر قابل پیش بینی هم استفاده کرده است ( برای مثال، در رمان الیور تویست ناگهان مشخص میشود که او برادر زاده گمشده خانواده ای از طبقه ثروتمند است و به طور ناگهانی، از خطر دسته جیب برها نجات پیدا میکند). این پیشامدهای غیر منتظره، محور اصلی رمانهای قرن هجدهم همچون “هنری فیلدینگ” بودند، رمانهایی که چارلز دیکنز بسیار دوست داشت. از نظر او این پیشامدها تنها وسیله ای برای طرح مسئله و نوشتن داستان نبود، بلکه به عنوان نشانه ای از انسانیت به شمار میرفت. او بر این باور بود که سرانجام، این خوبی است که برنده خواهد شد، آن هم از راههای غیر منتظره.

رمان های برحسته چارلز دیکنز :

آقای پیکویک (The Pickwick Papers-1837)
الیور تویست (The Adventures of Oliver Twist- 1838 )
نیکلاس نیکلبی (The Life and Adventures of Nicholas Nickleby – 1839 )
دکان کهنه شگفت (The Old Curiosity Shop – 1840 )
بارنابی روج (Barnaby Rudge – 1841 )
سرود کریسمس (A Christmas Carol- 1843 )
مارتین چوزلویت (The Life and Adventures of Martin Chuzzlewit- 1844 )
دامبی و پسر (Dombey and Son- 1848 )
دیوید کاپرفیلد (David Copperfield- 1853 )
خانه غمزده (Bleak House- 1853 )
دوران مشقت (Hard Times: For These Times- 1854 )
دوریت کوچک (Little Dorrit – 1857
چارلز دیکنز در ۹ ژوئن ۱۸۷۰، بر اثر سکته قلبی درگذشت
چارلز دیکنز

سرگرمی و لذت

سرگرمی، اغلب برخلاف نظر مساعد دوستان ادبی دیکنز، برای او همیشه جزئی جدایی ناپذیر از دنیای ادبیات باقی ماند. دیکنز حتی پس از این که توانست لقب «بی مانند» را از آن خود کند، از مخاطبین عام غافل نشد و از سال 1858، رمان هایش را با اجرای خود برای مردم بریتانیا و آمریکا به نمایش گذاشت. هیچ تردیدی نیست که آثار دیکنز به همان اندازه که ژرف و پرمعنی هستند، به سرگرم کردن مخاطب نیز اهمیت می دهند. 

دیکنز همیشه امید دارد که توجه و علاقه ی مخاطبینش را به آسیب های جامعه ای در حال صنعتی شدن جلب کند: وضعیت فاجعه آمیز کارگران در کارخانه ها، کودکان کار، خودشیفتگی های آسیب زای موجود در اجتماع، تحقیر مسکینان، تقلاهای پایان ناپذیر برای به دست آوردن پول و کاغذبازی های بی ثمر و دیوانه کننده ی حکومت ها. فهم این که چنین موضوعاتی، و مدل های امروزی تر آن ها، می توانند تِم های ارزشمند و مهمی باشند، در تئوری، کار راحتی است اما زمانی که با خودمان روراست باشیم، اذعان خواهیم کرد که شاید چنین موضوعاتی، خیلی مناسب مطالعه در رمانی به نظر نرسند که می خواهیم هنگام خواب یا در اوقات فراغتمان بخوانیم. 

اما کشف نبوغ آمیز دیکنز این بود که آرزوهای بزرگ برای شناساندن مشکلات و کاستی ها به جامعه و کلید زدن تحولات اجتماعی، لزوماً با چیزی که منتقدین، آن را «سرگرم کننده» می نامیدند (مثلاً وجود داستان های مهیج، گفت و گوهای جذاب، شخصیت های لوده، لحظات تأثیرگذار و پایان های خوش)، در تضاد نبود. او کاملاً این موضوع را رد می کرد که نویسنده مجبور است میان ارزشمند اما کسل کننده بودن و یا محبوب اما کم عمق بودن اثرش، یکی را انتخاب کند. دیکنز تصمیم گرفت آموزه هایش را از طریق سرگرمی انتقال دهد چرا که او به خوبی فهمیده بود آدم ها، چه به صورت فردی و چه گروهی، چه قدر راحت می توانند از رو به رو شدن با درس های مهم و مشکلات تفکربرانگیز زندگی روی برگردانند. دیکنز به این خاطر از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که تلاش می کرد برای زمانه ی خودش، کاری را به انجام برساند که برای زمانه ی کنونی، حیاتی و مبرم به نظر می رسد: این که چگونه می توان در مورد موضوعات جدی صحبت کرد اما همچنان جذاب و دلپذیر باقی ماند.


عشق و همدردی

چارلز دیکنز در 7 فوریه ی 1812 در شهر پورتسموث انگلستان به دنیا آمد. پدرش، کارمند نیروی دریایی بود و آن ها مجبور بودند به خاطر انجام مأموریت های مختلفِ او، مدام به جاهای مختلفی نقل مکان کنند. آن ها در ابتدا زندگی مرفه و خوبی داشتند اما با گذشت مدتی، همیشه حضور مشکلات مالی را در کمین حس می کردند. چارلز در ده سالگی مجبور به ترک مدرسه شد چون پدر و مادرش نمی توانستند از عهده ی خرج و مخارج نه چندان بالای آن برآیند. او برای کار در کارخانه ای به لندن فرستاده شد. بدیهی است که این اتفاق، تجربه ی خوشایندی برای چارلز نبود. او از حال و هوای کارخانه و انجام کارهای تکراری و بی پایان آن تنفر داشت و کارگران اطرافش نیز آدم های قلدر و بدذاتی بودند. 

پس از مدتی، پدرش نیز به خاطر بدهی دستگیر شد. در آن دوره، ممکن بود بدهکاران به همراه افراد تحت تکفلشان با مجازات حبس رو به رو شوند تا زمانی که بتوانند بدهی شان را تسویه کنند. تمام اعضای خانواده ی دیکنز به زندان «مارشال سی» منتقل شدند، به جز چارلز جوان که مجبور بود به کار طاقت فرسای خود ادامه دهد. 
بخشی از محبوبیت مداوم دیکنز از پرداخت قدرتمند او به بی ثباتی و شکنندگی زندگی و همدردی عمیق این نویسنده با قربانیان این تزلزل سرچشمه می گیرد. دیکنز با بهبود شرایط زندگی (او در اوایل دهه ی دوم زندگی فهمید که روزنامه نگاری فوق العاده توانمند است)، رنج ها و دردهای گذشته را به هیچ وجه به فراموشی نسپرد و آن ها را به شیوه ای بسیار مبتکرانه به کار گرفت. او همیشه شخصیت هایی خوب و مهربان را در وضعیت هایی بسیار بد در جامعه ی ویکتوریایی انگلستان قرار می داد. کارخانه ای که دیکنز در آن کار می کرد، در کتاب «دیوید کاپرفیلد» از دریچه ی ذهن دیوید جوان، پسری حساس، باهوش و جذاب، توصیف می شود. دیکنز تلاش می کند تا مخاطب، خود یا یکی از عزیزانش را در موقعیت دیوید قرار دهد و می گوید:

کسی مثل خودتان یا شخصی که دوستش دارید را در آن جا تصور کنید.

زمانی که دیکنز درباره ی خانه های کارگری (کمپ هایی برای کارگران که توسط دولت به منظور حمایت از مستمندان ایجاد شده بود) می نویسد، شخصیت الیور توییست را وارد آن ها می کند؛ پسری که خانواده ای مرفه دارد اما به واسطه ی چند اتفاق تراژیک، از آن ها دور افتاده است. الیور به هیچ وجه شبیه آدم های ساکن در خانه های کارگری نیست، اما آنجاست تا مخاطبین، که در آن زمان اغلب افراد توانمند بودند، از خود بپرسند: اگر من جای او بودم چه می شد؟

دیکنز نویسنده ی انگلیسی

البته که همه می دانستند خانه های کارگری، شرایط کاری ناگوار و زندان هایی برای بدهکاران وجود داشت و چنین موضوعاتی، جزء مسائل بدیهی زندگی در انگلستان قرن نوزدهم به حساب می آمد. اما نکته این بود که افراد توانمند، آدم هایی که قدرت این را داشتند که با خواست خود شرایط را تغییر دهند، معمولاً هیچ نیازی به تغییر احساس نمی کردند و چنین مسائلی را مشکلات خود در نظر نمی گرفتند.


   


نظرات شما()  
گل مریم
یکشنبه 4 شهریور 1397 10:21 ق.ظ
سلام گلم باشه راستی یه وبلاگ طراحی کردم و تمام کسایی که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لینک کردم . از تو هم دعوت می کنیم به جمع ما بیای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

به آینده امیدوار باشید

اطلب العلم من المهد الی اللحد ز گهواره تا گور دانش بجوی(حضرت محمد)