فلینظر حتما باید بشر تفکر کند که از چه آفریده شده تا به برکت این تفکر ، خدای خودش را بشناسد و بفهمد که چگونه از قطره آبی گندیده ، چه دستگاه های عظیمی آفریده است.  از نطفه به علقه و سپس به مضغه و پس از آن استخوان و صورت بندی ، آن گاه گوشت بر آن روییده می شود و پس از تکمیل، نفس ناطقه و روح به آن افاضه می فرماید.  به این عالم که آمد و به حد عقل رسید ، لازم است فکر کند من چه بودم و چه شدم.
دانش و توانایی در پدید آورنده از خود پدیده معلوم است. آدمی در بدن خودش دقت کند ، ببیند از مغز تا پنجه ی پایش یک دانه رگ یا عصب بدون حکمت یا فایده هست ؟  خیر همه اش دارای حکمت و مصلحت است.
 
                                  
                                                                         منبع:کتاب اخلاق اسلامی            از استاد سید محمد هاشم دستغیب