Greek civilization

دین   یونانی ها

دین مردم یونان به اساس پرستش خدا یان متعدد استواربود . خدا ها یی راکه مردم این سرزمین درابتدا می پرستید ند ، عبارت می شدند از :

1-      زئوس ، خدای بزرگ ، پدرآسما نی ، ومسلط بربا دها وبخشنده بارا نها .

مجسمه زئوس  

2-      هرا ، همسر زئوس ، خد ای حما یت کنند ه زنان شوهردار .

3-      آ پولون، خد ای شبا نا ن وکشا ورزان ( اورا خدای آ فتاب نیز  می گفتند ) .

آپولون خدای یونانی

4-      هرمس ، به صفت نوه سنگ پرستش می شده است .

5-      آ تنه، الهه حکیم ودوشیزه جنگجو .

6-      دمتر ، الهه خا ک حا صلخیز .

7-      آفرودیته ، خدای عشق .

با مراجعه به منظومه هومر شا عربزرگ باستانی یونان ، می بینیم که خدایان مرد م این سرزمین  همه درکو ه اولمپ مستقرهستند و" زئوس " خدای مهربان به صفت" رب الاربا ب " وراننده ابرها همه را تحت نظردارد . خدایان دیگر اورا به صفت پدر بزرگ خویش مورد احترام قرارمیدهند . این خد ا یان عبارتند از :

1-      آ تنه دخترز ئوس ، خد ای حکمت و خرد .

2-      آپولون پسر وی خدای کما ند ارکه هم درد می رسا ند وهم درمان می کند .

3-      خدای آ رتمیس دختر زیبا و خجولی است که با گرازها ی وحشی وگوزنها ی تیزتگ زند ه گی می کند .

4-      خدای آرس است که پسر جنگجو و دلیر  زئوس بوده  وبه " شگا فند ه سپرها " ملقب است . این خدا نسبت علا قه مفر طی که به جنگ دارد دا یماً مورد قهروغضب زئوس که خد ای مهربان است، قرارمی گیرد . زئو س اورا مخا طب قرار داده می گوید :

    دیگر نزد من نیا ،

 تویی که با همه ستا یشگرانت علم ارتداد برا فراشته ای :

برضد همه خدایان اولمپ .

من ازتوبیزارم ،

بیشتر برای اینکه توازنیستی ونا بودی وستیزه جویی لذت می بری،

واین را ازمادرت به میراث برده ای ،

آن خود خواه کج خویی که من به ندرت مهارش توانم کرد (32)

خدایانی که در منظومه هومرازآنها نا مبرده شد ه است . بر قوای طبیعت حا کم بوده ودارا ی نیروها ی ما فوق آن استند . به همین ترتیب ؛ این خدایان حاکم برسرنوشت انسا نها بوده وقدرت آن را دارند که یک انسا ن را به سعا دت برسا نند ویا دچار عذاب سا زند . به ارا د ه این خدایان ، شهرها خراب می شوند ، لشکرها ورشکست می گرد ند و مردان به هلاکت می رسند . پس ، برایشا ن است که به شکل دوامدار آنها را حرمت گذارندوبخاطر جلب رحمت شا ن قربانی کنند . درغیر اینصورت مورد غصب ایشان قرارخوا هند گرفت . به گونه مثال ، زئوس دایماً نا ظربر کر دارانسا نها بوده واز ایشان مراقبت به عمل می آورد . وزئوس است که انسا نها ی گنا هکاررامورد غضب قرارمیدهد .پرستند ه گا ن زئوس را عقیده براین بودکه :

« طوفان خشم کبریایی او برآ دمیانی،

که دردادگا ههای خود دا وری های غیرعا دلانه میکنند ،

وعدا لت را تسلیم بی قا نونی وارا ده استبدادی می نما یند،

غضب اسمانی را به چیزی نمی شمارد ، فرومی بارد (33)

دین رومی ها

     رومی های باستان، در مورد خلق شدن نسل مذکر انسان عقیده داشتند که "پرومته " یکی از اولین خداهای ایشان یک مشت خاک را بدست گرفت،آن را با آب مخلوط ساخت و از خمیره ای که با یکجا شدن خاک و آب بوجود آمد،انسان را خلق کرد.ولی در مورد خلقت زن معتقد بودند که "ژو پیتر " یکی از خدا های دیگر شان که با پرومته مناسبت برادری داشت، زن را در آسمان خلق کرد.  پس از خلق شدن اولین زن  که"پاندورا"نام داشت،خدایانی چون "ونوس"، "مرکوری"و "اپولو"هر یک برای آن زیبایی،وسوسه و موسیقی را انعام دادند.آنگاه، این زن به خدایی بنام"اپیتمتسوس" بخشیده شد... "

Roman religion

ancient Roman , about being created human male generation believed that the پرومته one of the first خداهای them a handful of the soil , water mixed with the construction of the nature and a lump of water and soil , the human کرد.ولی about the creation of a woman believed that, Zhu Peter God of more of them on the occasion of the brotherhood with پرومته , the woman in the sky .34

به همین ترتیب ،رومی ها عقیده داشتند که انسان ها پس از پشت سرگذاشتن سه عصر زندگی خویش،یعنی عصر طلایی،عصر نقره و عصر مفرغ ، پا به عصر آهن گذاشتند.

در این عصر، از چوب جنگلات کشتی ساختند تا اوقیانوسها را در نوردند،زمین را میان خود تقسیم کردند، معدنیاتی چون آهن و طلا را از طریق کاوش زمین در اختیار خود قرار دادند.در عصر آهن جنگ میان انسان ها شیوع یافت و از خون آدمی زاد زمین آلوده شد.نا امنی به حدی گسترش یافت که مهمان در خانه دوست خود احساس امنیت نمی کرد.مناسبات میان خواهر و برادر،زن و شوهر، داماد و خسر به اندازه ای تیره گشت که بی اعتمادی و عدم اطمنان میان ایشان،جای دوستی و محبت را گرفت.پسر خورسند می شد تا پدرش بمیرد ، تا بتواند از  میراث وی سود جوید.

خدایان با مشاهده این وضع،دنیا را ترک گفتند .تنها خدایی که تا آخر در زمین باقیماند و در نهایت او نیز رخت سفر بر بست،خدایی بنام "استرآ" بود .آنگاه،"ژو پیتر" که این  نابسامانی و جنایت در روی زمین را تحمل کرده نتوانست ، بخاطر پیدا کردن راه حل جهت رهایی از این وضع،خدایان دیگر را به قصر خود که در آسمان قرار داشت، احضار کرد.

ژولیوس سزار

راه ورود خدایان تا قصر او،به اندازه ای روشن بود که می شد در شب پر از نور آن را دید.به همین لحاظ امروز نیز آن راه را بنام راه شیری یاد می کنند.خدا های دعوت شده از جانب "ژوپیتر"، هر کدام در مسیر این راه ، قصر و خانه آباد کردند و در آن  به زندگی پرداختند .بعدا ، طی اجلاسی که میان آنان صورت گرفت،ژوپیتر از وحشتناک بودن وضع زمینیان حرف زد و طرح خود  جهت نابود ساختن این نسل انسان و ایجاد نسل دیگر بجای آن را ابراز کرد. او،نسل دیگر را که باید به وجود می آمد،نسلی می دانست که با نسل اولی فرق داشت.این نسل ارزش زندگی کردن را می فهمید  و ستایشگر خوب برای خدایان بود.

"ژوپیتر" ،در هنگام ابراز نظر برای خدایان، صاعقه ای را در دست داشت تا از آن بخاطر نابود کردن نسل فاسد شدهءانسان از طریق سوزاندن و ویران ساختن جای زندگی نسل مذکور استفاده به عمل آورد . پیش از اینکه دست به چنین عملی بزند،بیادش آمد که در اینصورت، آسمان نیز به آتش کشیده خواهد شد.از این رو،ساعقه را در آبها غرق کرد،باد شمال را که ابرها را پراگنده می ساخت،در بند کشید  و باد جنوب را رها کرد تا آسمان را قیر گون سازد . ابر های رها شده با هم تصادم کردند،از اثر تصادم آنها بارانهای شدید به باریدن آغاز کرد.قامت سبزه ها خمید و آنچه را که دهاقین کشت کرده بودند، بر باد رفت. ژوپیتر که هنوز ارضا نشده بود، برادر خود نپتون  را نزد خود خواست تا رود ها را به جانب زمین جاری سازد و زمین لرزه ایجاد کند.بالاثر،گاو ها ،گوسفندان،پرندگان و انسان ها یکجا با خانه های خویش محو شدند.چنانکه ،معابد  و دیوار های مقدس شان  نیز در امان نماند... هنگامی که تمام جهان زیر آب رفته بود،اینجا و آنجا افرادی در بالای تپه ها باقی ماندند و ماهی ها روی درختان  شنا می کردند...

در این حادثه ،تنها کوهی که غرق نگردید،کوهی بود بنام"پارناسوس" و تنها انسان هایی که در قله این کوه زنده ماندند عبارت بودند از "دئوکالیون " و همسروی "پیرآ" ، چون اینها پرستنده خدایان بودند. ژوپیتر مطمئن شد که به جز از این دو ، انسان ها ی پاک نفس و شریف کسی دیگری در روی زمین باقی نماند . آنگاه ، به پاس تقوا و زندگی بی آزار شان، به باد شمال فرمان داد تا ابر ها را پراگنده کند و آسمان را بر زمین و زمین را بر آسمان بگشاید...

با سر براه شدن این کار و باز گشتن دریا ها به بستر ها شان، زنده گی نسل جدید از طریق جفت زنده ماندهء انسان، یعنی"دئوکالیون"و همسر وی "پیرآ"، آغاز گردید...»35

خداهای رومی ها

        خدایا ن رومی ها قدسیت روحی دارند . یعنی که رومی های قدیم ارواح متعددی رامی پرستیده اند. مثلاً ، بخا طر اینکه درکشا ورزی وبذرافشا نی کارشان سا مان یا بد، روحی بنام "سا تورنوس " را به نیا یش می گرفته اند ،جهت رشد غلات وحبوبا ت، روحی بنام "کرس " را، برای محا فظت انبار ها ومخازن، روحی بنام "اوپس  " را، برای شخم وشیارکردن زمین ، روحی بنام "تلوس " را،به همین ترتیب ارواح زیادی دیگری را مورد پرستش قرارمی دا ده اند. ولی اربا ب الا نواع این روح ها " یوپیتر" نام داشته است که آنرا به صفت پدر آسما نی حرمت می کرده اند ، پرستش این خداها که دراوا یل به شکل سازمان یا فته صورت نمی گرفت ، با رسمیت یا فتن  ودولتی شدن مذهب درروم ، مراسم پرستش خدایا ن به شکل منظم، متشکل ومضبوط درآمد . کشیشا ن روحانی خا صی بنام فلامین درخدمت خدایا ن قرار داشتند . به گونه ایکه هریک درخدمت خدای خا صی بودند. پادشا ه روم ریاست کاهنان رابه عهده داشت وتشریفات مذهبی راشخص اوهدایت می کرد. درزما نه های بعدی وظیفه پیشبرد تکالیف دینی بد وش عما ل وقضا ت معتبری قرار گرفت که ملقب به "ما ژیسترا ت " بودند . اسا می خدایان دولتی روم به این شرح بود : " انا پرتا – کارمنتا – کارنا – کرس – کرنسو س – دیوا نگرونا – فا لا سر- فا ونوس – فلورا – فورینا – یا نوس – یوپیتر – لا رنتا – لارس – لیبر – مارس – ماتر – ما توتا – نپتوس – او پس – پالس – پومونا – پورتو نو س – کیر نیوس – سا تورتوس – تلوس –  جوویس – وستا  - ولکا نوس وولتورنوس .».36 درمیان خدایان رومی، مهمترین شا ن " یوپیتر" بود .ولا تینی ها به آن لقب  " اپیتیموس ما گزیموس " لقب دادند  که معنی آن قادرمتعال می با شد . او،خدای رعد ، برق وباران بود . علا وه براین، " یو پیتر " را به صفت خدای نور نیزمی پر ستیدند . معتقد ین به این خدا را عقیده براین بود که سرنوشت انسانها به دست اوست . این خد ا قبل ازوقوع حوادث نا مطلوب، انسا نها را ازطریق علایم آ سما نی نظیر پرواز پرنده گا ن ووضع جوی ویا علایم دیگر باخبرمی سا خته است . به این اساس آن رابه لفظ لاتین " یووه پرود یگا لیس " می گفتند . یعنی فرستند ه علا یم شگفت .او، رعد وصا عقه را بخا طرجزادادن بد کا ران وخطا پیشه گا ن فرو می آ ورد. چو ن او حا می ومحا فظ قانون عدا لت بود .


عیسی  مسیح

درمورد سال تولد ، چگو نگی ولادت ومحلی که حضرت عیسی  درآ ن به دنیا آمده است ، نظریات مختلف وجود دارد. نویسنده کتاب " تاریخ جا مع ادیان " ، پیر ا مون محل تولد آ ن حضرت نگا شته است :" به موجب نص انجیل متی و انجیل لوقا ، وی، در " بیت لحم " ،در جنوب " اورشلیم " ودر هنگامی  که یوسف ومریم به مسا فرتی مو قتاً به آنجا آمده بودند ، زا ییده شد . فقط لو قا می گو ید که آ نها بدان شهر آمده بودند که دریک سر شماری محلی شرکت کنند .

همه نو یسنده گان انجیلهای چهار گا نه متفقند که مو طن آن خاندان شهر نا صره ، در نا حیه جلیل بوده است ودر آ نجا یوسف به حرفه نجاری اشتغال داشته است ومدت سی سال از عمر عیسی به استثنای چند هفته ، همه درآ ن شهر سپری شد ه است ." (101 )

صلیب تزیین شده در موزه کلیسا

صلیب تزیین شده در موزه کلیسای وانک-خیلی جالبه شما هم برید ببینید


ولی آ نچه که در قران مجید  ، درمورد ولا دت حضرت عیسی آ مد ه است ، درسو ره مبا رکه آ ل عمران ،از آ یا ت (102 ) به بعد ، به  این شرح می با شد :

" هنگا می که فرشته گان گفتند : " ای  مریم! خد اوند ترا بشارت می دهد به کلمه ای که ازاو ست ونا مش عیسی مسیح پسر مریم است ودراین جهان و آ ن جهان نزد خدا و جیه است واز نزدیکان با رگاه خداوند ی است . " ( 103)

" با مرد مان ، چه در گا هواره و چه دربزرگی ، به یک سان سخن می گوید واز نیکو کاران است " ( 104 )

" مریم گفت : خدای من ، چگونه مرا سپری خواهد شد درصورتی که هیچ مردی به من دست نزده است ؟ گفت خداوند هرچه بخو اهد چنین می آ فریند واگر امری را اراده کرد به آن می گوید : " با ش ، وآن می شود ." ( 105 )

به همین ترتیب درسوره مبا رکه مریم ازایات ( 16 ) به بعد آ مد ه است :

" درقرآن ازمریم یا د آر  که ازاهل خود به جا یی که در مشرق بیت المقدس بود رفت وبرای آ نکه از دیده ها دور بما ند پرده ای به خود گرفت . ما روح خودرا به سوی اوفر ستاد یم واو به صورت انسانی با اندا م متنا سب براو نمو دار شد . " ( 106 )

" مر یم به ان فرشته ای که به صورت انسان نمودار شده بود گفت : " اگر پر هیز کار وخدای ترس هستی خدا را به یا د تو می آورم وبه او پناه می برم " ( 107)

about Jesus Christ
polymer to the angelic that a man had been diagram said : If you are working full Hayes وخدای fear God or D you myself and I take refuge

پس آ ن فرشته گفت ، من فرستاد ه خدا هستم تا فرزند پا کیزه ای به تو ببخشم . مر یم گفت ، من چگونه فرز ند تو انم آ وردن درحالی که دست انسانی به من نخورده است ومن بد کار ه نبودم ام ؟ آن فرشته گفت ، این بر خداوند آسان وسهل است ، زیرا می خواهد آن پسر را نشانه خدا بر مردمان سا زد ورحمت خدای برمردم با شد . پس مریم به عیسی آبستن شد .... پس از آ نکه مدت آ بستنی به سر رسید ، مریم به جا ی دور دستی رفت واز درد زا یمان به تنه درخت خرمایی پناه برد وگفت : " کا ش پیش از این می مردم واز یا د ها می رفتم ...پس کودک از پا یین اورا آ واز داد که غمگین مباش که خد اوند زیر پا یت جوی آ بی قرار داده است ... تنه درخت را بجنبا ن تا از آن رطب بخور واز آ ن آب بیا شام و خوش باش واگر کسی ترا دید بگو  که با خدا یم روزه ای نذر کرده ام وامروز با کسی سخن نخواهم گفت ... " (108)   

به این تر تیب حضرت عیسی 2007 سال قبل از امروز به دنیا آ مد ودرآغوش مریم بزرگ شد . درزمانی که عیس ع زنده گی می کرد ، مصا دف با زمان وفات " هرودس کبیر " پادشا ه اسرا ئیل بود . اوقبل از وفات خو د ، سرزمین تحت تسلط خویش را به اساس وصیتنامه ای میان سه پسر خود تقسیم کرد .

بعد از وفا تش ، فرزندان وی ، جهت دستیا فتن به منا طقی که از پدر به ارث برده بودند ، نزد " آگوستوس " امپرا طور روم رفتند ، تا او سرزمین زیر فرمان پدر شا نرا برای آ نان تقسیم کند .

 آگوستوس ، منطقه یهود یه ، سا مرا و ایدا وهیا را به ارشوش برادر بزرگ ، نا حیه شمال پریا را به " هرودس آ نتیپاس " برادر دومی وسا حه ای که در قسمت شمال دریا چه جلیل قرار دا شت ، برای " فلیپ " برادرسو می سپرد .از جمع این سه برادر ، فلیپ در قسمت اداره سا حه تحت تسلط خود  شا یسته گی نشان نداد ، ودر برخورد با مردمش راه استبدادی پیشه کرد . از این رو، امپرا طور روم ، اورا به فرانسه  تبعید کر د وبه جای وی یکی از جنرا ل های خودرا مقرر دا شت . به مرور زمان ، رومی ها برتمام سرزمین فلسطین مسلط گردیدند . فر ما نروایا ن رومی ایکه یکی بعد دیگر وارد این کشورمی شدند ، اکثرا یشان به غارت دارایی مردم می پر دا ختند ودست به ا ستبدا د می زدند . اینها ،علاوه براین ، علیه مناسک دینی یهو دیان عمل می کردند ودر اورشلیم با برافرا شتن پرچمی که درآ ن صورت قیصر رسم شده بو د ، به وضع محدودیتهایی پرداختند ، این امر مو جب شد تا مردم یهود ازاعمال امپرا طوری  روم متنفرگردیدند وبا ایجاد گروهها یی چون فریسیان ، صدیقیان و غیر تمندان ، به مقاومت ومبا رزه علیه آ نان دست یا ز یدند .

مبارزه گروههای مذ کور هنگامی شدید شد که" کیرینوس " حا کم رومی ، جهت  بدست آ وردن با ج و خراج از یهودی ها ،موضوع سر شماری را رویدست گرفت . این تصمیم وی سبب شد تا مبارز ینی چون " یهودا " و" زادوق " که دومی وابسته  به گروه فریسیان بود ، فرقه ای را زیرعنوان " زلو تها " ( غیرتمند ان ) ایجاد ودست به قیام مسلحانه علیه  حاکمیت رومی زدند . اینها ، شهر" صفوریه " را مرکز قرار دادند وبا بلند کردن این شعار که:" هیچ معبودی غیر یهوه نیست وهیچ باجی جز به معبد نبا ید پرداخت " ( 109 ) ، دست به عمل زدند . فرقه مذکورََََََََ، انباراسلحه شهر راتصرف کردند وبا استفاده ازآن ، قیا م مسلحانه خویش را توسعه بخشید ند . دراین هنگام حضرت عیسی 12 سا له بو د . این قیام به حدی وسیع بود که رومی ها جهت سرکوب آ ن دولشکر مجهز را تو ظیف کردند . قوت مذکور ، گروهها ی مسلح یهو دی را به شدت  سرکوب کرد و شهر صفوریه را آ تش زد . شدت عمل رومی ها  روحیه مبارزه طلبی یهودیا ن رابه حدی شکسته بود که ایشان بعد ا زآن ، مبارزه خویش را به شکل مخفی پیش می بردند . در نتیجه، گروهی به نام " اسینیان " درشهر جلیل متشکل گردید . گروه مذ کور ، بی آ نکه وارد کشمکشها شود ، در انتظار ظهور حضرت مسیح نشست . این فرقه ، بیشتر از طریق انجام مناسک دینی وبکار برد شیوه عدم خشونت حرکت می کرد . علا وه بر گروه اسینیان ، گروه دیگری به نام " فریسیان " نیز ایجاد شد .فریسیان ، مانند ایسینیان ،برخورد نرم راپیشه کردند وتا تو انستند ، دست به ایجا د مراکزتعلیمی زدند . مراکز تعلیمی ایجاد شد.توسط ایشان ، محلی شد برای مراجعه روز افزون جو انان یهودی .این مدارس ، بی شباهت به اکا دمی های یو نا نی نبودند .

بزرگترین مر کز تعلیمی فریسیان ، در شهر اورشلیم قرار داشت .فرقه مذکور ، راه نجات مردم رادر انجام منا سک دینی واشتغال ایشان به کارها ی روزمره دانسته وبه این ترتیب می خواستند راه ظهور " مسیح " راتسر یع بخشند .


معبد پارتنون"The Parthenon temple

مهمترین بنای مجموعه آکروپلیس معبد پارتنون است. پارتنون (معبد مقدس آتنا پارتنوس) نخستین و بزرگترین بنا بود. این بنا درعصر کلاسیک ساخته شده است. و برای الهه آتنا (خدای پیروزی) که به افتخار او «آتن» هم از او نام گرفته ایجاد شده است. بنا بر روی بلندترین نقطه تپه آکروپلیس و مشرف بر سراسر شهر آتن و نواحی اطراف آن بنا شده است. سنگ مرمر سفید مصالح عمده بناست. ساختمان به شیوه ی دوریک ساخته شده است

معبد پارتنون یونان

معماران آن ایکتینوس و کالیکراتس بودند وپیکره های تزیینی آن به سرپرستی فیدیاس دوست پریکلس و یکی از بزرگترین پیکرتراشان جهان ساخته و نصب شدند و در فاصله سالهای ??? - ??? ق م ساخته شده است. پارتنون از لحاظ نقشه ساختمانی یک معبد دورستونی است و عرض آن اندکی از یک دوم طولش بیشتر است. در ایوان جنوبی معبد پارتنون بر خلاف پرستشگاههای دیگر، به جای شش ستون از هشت ستون (سبک هشت ستونی) و برای طول آن هفده ستون در نظر گرفته شده است. طول و عرض آن ?? * ?? متر و ارتفاع آن ??/?? متر که ارتفاع هر ستون ??/?? متر است یادآوری این نکته ضروری است که در این بنا دو شیوه دوریک و ایونیک با هم تلفیق شده اند و در ایجاد نقوش برجسته در چهار گوشیهای تزئینی و سنتوریهای معبد نهایت دقت را به کار برده اند ، این نقوش دارای موضوعات مختلفی هستند

فضای داخلی پارتئون دارای دو بخش جداگانه است. فضای کوچکتر (اتاق باکره یا پارتئون ) با پلانی تقریباً مربع شکل و فضای بزرگتر (مقصوره) با پلان مستطیل شکل که مجسمه آتنا پارتنوس از عاج و طلا، به بلندی تقریباً دوازده متر و کار فیدیاس پیکرتراش قرار گرفته بود که مقصوره ی مستطیل شکل را به سه راهرو تقسیم کرده اند . بخش کوچکتر به عنوان گنج خانه اتحادیه دلوس طراحی شده بود، ولی بخش عمده پولی که اعضای اژه ای این اتحادیه به گنج خانه سرازیر می کردندصرف اجرای پروژه های ساختمانی جاه طلبانه پریکلس می شد. درون دو اتاق، به طرق متفاوت آراسته شده بود. خود مقصوره دو ردیف ستون کوچک برای نگه داشتن سقف دارد، هدف از ساختن این دو ردیف، با آنکه مدتها مورد بحث قرار داشته، به گفته بعضیها ایجاد بالاخانه یا رواقی بوده است تا بازدید کنندگان از آنجا بتوانند تندیس آتنا را ه پیاش هنوز بر هم جا مانده است ببینند. این گنج خانه چهار ستون تکی به شیوه یونیک داشت یکی از چندین ویژگی یونیک در ساختمانی که بدون آنها دوریک می شد، ویژگی بعدی کتیبه پیوسته تندیس است که دورادور دیوار بیرونی و مقصوره می چرخد. پارتنون، صرف نظراز این اجزای یونیک، عصاره ای از معبد کلاسیک دوریک است و اوج پالایش این شیوه به شمار می رود. ردیف ستونهای دوریک در مقصوره به صورت ستونهای دوتایی بر روی هم قرار گرفته اند و به عنوان ستونهای نگهدارنده سقف بکار گرفته شده اند در حالی که ستونهای نگهدارنده بخش اتاق باکره به شیوه ایونیک است. ستونهای دوریک درنمای معبد نهایت تناسبات این شیوه را داراست

یعنی ارتفاع هر یک از آنها شش برابر قطر پایه شان است. تعداد خطوط مستقیم بسیار اندک در نمای معبد پراتنون حائز اهمیت و دقت است. ستونهای آن انحنای ملایمی به دورن دارند و فاصله های میان آنها یکسان نیست، این فاصله ها در گوشه های معبد کمتر می شوند

همچنین ستونهای کناری دارای ضخامت بیشتر هستد. علت این امر جلوگیری از خطای دید است. زیرا ضخامت بیشتر ستونهای کناری از تغییر شکل یافتن آنها در اثر خطای دید جلوگیری می کند. شاید دلیل این ضخامت در گوشه ها برای بیان قدرت تحمل آنها در برابر بار سنگین است و این کار نه به خاطر عملکرد ساختمانی، بلکه بیشتر برای بیان سمبلیک به کار گرفته شده است.